X
تبلیغات
جوکستان
چهارشنبه پانزدهم آبان 1392
یا حسین
...

..


این وبلاگ تا بعد از روز عاشورا به روز نخواهد شد.

التماس دعا

 

نوشته شده توسط amir در 13:30 | | Link
دوشنبه بیست و دوم مهر 1392
جوک و لطیفه عمومی 21 - خنده خفاشی!
 
طرف یه خفاش می بینه از خنده غش می کنه،
میگن چی شد؟!
میگه تا حالا موش با چادر عربی ندیده بودم!
 
نوشته شده توسط amir در 13:1 | | Link
یکشنبه یکم اردیبهشت 1392
جوک و لطیفه معلم و درسی 9 - آقا اجازه اشتباه می کنین!

 

خشکسالی بوده. معلمه به شاگرداش میگه بچه ها بیاین امروز بریم بیرون شما برای اومدن بارون دعا کنین دعاتون مستجابه. بچه ها میگن آقا اجازه اشتباه می کنین دعای ما مستجاب نیست. میگه چطور؟ از کجا میدونین؟ بچه ها میگن آقا اجازه واضحه، اگر دعای ما مستجاب بود شما باید تا حالا صد بار مرده بودین!

  

از همراهی شما با جوکستان سپاسیم .

 

نوشته شده توسط amir در 0:58 | | Link
سه شنبه شانزدهم اسفند 1390
آواز عاشقانه!

پسره به پدرش میگه: بابا چرا هر وقت من عاشقانه و پراحساس آواز میخونم شما زود میری پنجره رو باز می کنی و به مردم کوچه نگاه می کنی و لبخند میزنی؟

پدرش میگه: به این خاطر که با شنیدن صدای تو مردم فکر نکنن که من دارم کتکت میزنم و این صدای جیغ و دادته!



اس ام اس عاشقانه

نوشته شده توسط amir در 0:49 | | Link
یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
جوک و لطیفه زن و شوهری 8 - کدامیک سر کار است؟
طرف به خانومش پیامک داد: من سر کارم، تا ده دقیقه دیگه میام خونه. اگه نیومدم این پیامکو دوباره بخون!؟

نوشته شده توسط amir در 21:25 | | Link
چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 19 - حیف نون و مسئول بیمه!
حیف نون میره ماشینشو بیمه كنه، مسئول بیمه بهش میگه امیدوارم که هیچوقت از بیمه تون استفاده نكنید، حیف نون هم میگه: امیدوارم تو هم از این پوله خیر نبینی!!!

نوشته شده توسط amir در 11:56 | | Link
چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389
جوک و لطیفه عمومی 21 - دوقلوهای چینی!
فکر می کنی چینی ها به دوقلوهاشون چی میگن؟! میگن: این چون اون ، اون چون این !

نوشته شده توسط amir در 11:52 | | Link
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 18 - ماجرای کلاهبرداری از حیف نون!
حیف نون یه ماشین صفر میخره، بلافاصله زنگ میزنه به 110 میگه فرمون، دنده، کلاج، گاز و ترمز ماشینم نیست، کلاه سرم گذاشتن! پلیس میگه تو حیف نون نیستی؟ میگه چرا، میگه صندلی عقب نشستی، برو صندلی جلو بشین!!!

نوشته شده توسط amir در 14:35 | | Link
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 17 - پند حکیمانه حیف نون! - اختصاصی جوکستان
طرف توی دریا داشته غرق میشده، بلند بلند فریاد میزده: كمک، کمک، من شنا بلد نیستم.. حیف نون هم با زن و بچش داشته از اونجا رد میشده، میگه: واقعا که! می بینید بچه ها؟ من تا الان هرچی داشتم خرج شماها کردم و پولی برام نموند که برم کلاس شنا ثبت نام کنم و شنا یاد بگیرم.. اما تا حالا شده که یک بار، حتی یک بار لب به گله باز کنم و پیش عالم و آدم داد بزنم که من شنا بلد نیستم؟ مرد باید یه کم تودار باشه!!!

نوشته شده توسط amir در 14:23 | | Link
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
جوک و لطیفه زن و شوهری 8 - اینم از زن!
فالگیر: متاسفم خانوم، فالتون نشون میده فردا شوهر تون میمیره.
زن: اینو كه خودم میدونم. فقط بهم بگو گیر پلیس میفتم یا نه!!!
نوشته شده توسط amir در 13:15 | | Link
سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 16 - حیف نون به سینما می رود!
حیف نون با خانومش میره سینما كنترل چی با چراغ قوه به طرفشون میاد . حیف نون به خانومش میگه برو كنار برو کنار داره موتور میاد سمتمون!!
نوشته شده توسط amir در 12:36 | | Link
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 15 - حیف نون و سال نو!
حیف نون به مناسبت سال نو در خونش رو رنگ میزنه، بچه هاش گم میشن!!
نوشته شده توسط amir در 15:52 | | Link
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 14 - رانندگی حیف نون!
حیف نون راننده ی اتوبوس شرکت واحد بوده، بعد از یه مدت راننده ی مینی بوس میشه. می بینن هیچ پولی درنمیاره. پیگیر علت میشن می بینن پولا رو پاره میکرده!!!
نوشته شده توسط amir در 8:44 | | Link
یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389
جوک و لطیفه عمومی 20 - کمک!
طرف داشته یکی رو بدجور میزده اما مدام داد میزده: کمک! کمک! بهش میگن بابا تو که داری اینو میزنی کمک کمک کردنت چیه دیگه؟ میگه آخه این گفته اگر بلند شم لهت می کنم!!
نوشته شده توسط amir در 21:50 | | Link
یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389
جوک و لطیفه اصفهانی ها 5 - سفره ی اصفهانی!
بچه اصفهانی داشته با پدر مادرش سر سفره غذا میخورده، باباش میگه: باباجون اون قدر غذا بخور که سیر بشی، نه اون قدر که خسته بشی!!!
نوشته شده توسط amir در 14:37 | | Link
یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 13 - دبی!
حیف نون یکی رو تو خیابون می بینه میگه ببخشید آقا من شما رو تو دبی ندیدم؟ طرف میگه نه آقا من اصلا دبی نرفتم تو عمرم. حیف نون میگه چه جالب اتفاقا من هم تا حالا دبی نرفتم. حتما دو نفر دیگه بودن!!!
نوشته شده توسط amir در 14:26 | | Link
یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 12 - حیف نون و غواصی!
از حیف نون می پرسن تو میدونی چرا غواص ها به پشت می پرن توی آب؟ میگه به این خاطر که اگر به جلو بپرن میفتن توی قایق!
نوشته شده توسط amir در 14:16 | | Link
یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 11 - روش جدید!
از حیف نون می پرسن برای بازکردن یک لامپ سوخته چند نفر لازمه؟ میگه سه نفر! میگن چرا سه نفر؟ میگه یک نفر باید بره بالای نردبون لامپو نگه داره، دو نفر هم پایه های نردبون رو بچرخونن؟!!
نوشته شده توسط amir در 13:59 | | Link
شنبه بیست و یکم اسفند 1389
جوک و لطیفه اصفهانی ها 4 - اسمارتیز!
یه اصفهانی برای بچش اسمارتیز میخره روش مینویسه هر ۱۲ ساعت یکی!  
نوشته شده توسط amir در 22:24 | | Link
پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389
جوک و لطیفه عمومی 19 - ابتکار!
مامانه به پسرش میگه: میدونم که شیطون گولت زد که موهای خواهرتو کشیدی! پسرش میگه آره، ولی لگدی که زدم تو شکمش ابتکار خودم بود!  
نوشته شده توسط amir در 18:51 | | Link
پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389
جوک و لطیفه زن و شوهری 7 - یک اختراع شگفت انگیز!
ساعت سه و نیم دیشب خبری روی تلکس خبرگزاری های جهان قرار گرفت که همه ی مردان جهان رو شگفت زده کرد. خبر این بود:

سريع ترين دوربين جهان اختراع شد.
اين دوربين مي تونه از خانم ها در لحظه اي که دهانشون بسته هست عکس بگيره..  

نوشته شده توسط amir در 18:25 | | Link
پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389
جوک و لطیفه پزشکی 4 - وقتی بهلول نسخه می پیچد!
روزی خليفه احضارش كرد كه: چندي است فكر من خوب كار نمي كند، تدبير چيست؟ بهلول گفت: بهتر است خليفه طعام ملين تناول كنند يا شربت انجير بنوشند، و اگر اين هر دو مؤثر نيفتاد، مسهّلي قوي ميل نمايند تا فكرشان كماكان به كار خود ادامه دهد..!  

نوشته شده توسط amir در 18:12 | | Link
پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389
جوک و لطیفه زن و شوهری 6 - زندگی بهلول!
روزی دیدند که بهلول از كج خلقي زنش شكوه مي كند. گفتند مگر عقلت نمي رسد كه چگونه از عهده اش برآيي؟ گفت: عقلم ميرسد، زورم نمي رسد!

نوشته شده توسط amir در 18:3 | | Link
پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 10 - معمای پیچیده!
حیف نون میمیره وصیت نامشو باز می کنن می بینن توش نوشته: بالاخره مردم و از شر معمایی که یک عمر کلافم کرده بود راحت شدم، اینکه: چرا خواهر من دو تا برادر داره ولی من یکی!
نوشته شده توسط amir در 16:57 | | Link
جمعه ششم اسفند 1389
جوک و لطیفه حیف نون 9 - روزهای زمستون!
حیف نون صبح که برای رفتن به سر کار از خونه میاد بیرون از یه آقایی میپرسه ساعت چنده؟ طرف میگه ساعت هشته. شب که حیف نون میخواسته از سرکار برگرده از یه کس دیگه میپرسه آقا ساعت چنده؟ طرف میگه ساعت هشت و نیمه. حیف نون میگه: آآآآآآآآ! شنیده بودیم توی زمستون روزا کوتاه میشه، ولی نه دیگه تا این حد، نیم ساعته شب شد!!!
نوشته شده توسط amir در 13:8 | | Link
جمعه ششم اسفند 1389
جوک و لطیفه عمومی 18 - امان از تنبلی!
تنبله میفته توی جوب، میگه: هرکی منو ورداشت مال خودش!!!

نوشته شده توسط amir در 2:4 | | Link
جمعه ششم اسفند 1389
جوک و لطیفه اصفهانی ها 3 - عجب!
اصفهانیه یه بطری  آب معدنی میخره به زنش میگه یه کم آب بهش اضافه کن خیلی غلیظه!!

نوشته شده توسط amir در 1:29 | | Link
سه شنبه پنجم آذر 1387
جوک و لطیفه عمومی 17 - آخه معتادو چه به جمله سازی!
به یک معتادی گفتند با اعداد 45 ، 46 ، 47 و 48 جمله بساز. گفت :
 چلا پنجه مي کشي؟
 چلا شيشه مي شکني؟
 چلا هف نمي زني ؟
 چلا هشتي ناراحت؟!!!
نوشته شده توسط amir در 11:48 | | Link
دوشنبه بیستم آبان 1387
جوک و لطیفه زن و شوهری 5 - راز مخفی بین زن و شوهر!
این جوک پنجاه و نهمین پست وبلاگ جوکستان است:

زن : بازم جلو جمع به من گفتی نادون؟
شوهر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!

(البته این جوک مال زن و شوهر های ده ها سال قبله. چون الان کدوم شوهری جرات داره به زن خودش این طوری حرف بزنه؟ اگرم جنون بگیره و همچین حرفی بزنه، حسابش با کرام الکاتبینه!!)  
نوشته شده توسط amir در 9:13 | | Link
دوشنبه سیزدهم آبان 1387
چند تا لینک جالب برای شما

اینم چند تا لینک جالب. دوست داشتین یه سرکی توشون بکشین!

نوشته شده توسط amir در 18:43 | | Link