گفت:
فدات شم شیر می خوری؟!!
(می دونم خیلییییییییییی خنک بود!!)
روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟!
شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
دکتر:پس لطفا اینجا سرفه نکنید. چون تازه دیوارها را رنگ کرده ایم!
دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است..!
دكتر: ببينم، مگر نسخه اي را كه هفته قبل بهت داده بودم، نپيچيدي؟
بيمار: چرا! پيچيدم دور انگشتم، ولي خوب نشد كه نشد!
احمد: ولی باباجون، پدر علی باید یه علی دیگه بخره!!!
دومی: خب معلومه! برای اینکه محکم بشه!؟؟
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!
رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم!!
زن: نه بابا مزخرف نگو، شماره رو اشتباهی گرفته بودم!!!
در تيمارستان
رئيس تيمارستان به يكي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه اي هست كه اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.»
مراقب مي گويد: «خب، چرا نمي خريد؟»
رئيس تيمارستان مي گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي خريدم.»
حیف نون: ديروز روي یه ديوار بلند راه مي رفتم كه يه دفعه ديوار تموم شد!!
شاگرد میگه: حالت استثنايي!
پسر: يكي از جوابهام غلط بود.
پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
پسر:پنج تا.
پدر: اين خيلي عاليه، پس بقيه سؤال ها رو درست حل كردي؟
پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به بقيه نگاه كنم..!!
سعيد پس از كمي فكر: «يك كاسه آب گوشت حسابي!»
دانش آموز: آخ اون از دست شما دلخوره!
معلم: از دست من، چرا؟
دانش آموز: چون شما هفته ی قبل به انشاي اون نمره بدي داديد!
دومی: ميخوام خواب از سرم نپره؟!
شكارچي دوم: البته، روزي براي شكار ببر به جنگل رفتم.
شكارچي اول: شانس هم آوردي؟
شكارچي دوم: بله، با ببري روبرو نشدم!
دومي: نه اختيار داريد. من حواسم از همان اول جاي ديگر بود!!!
دومي: بله، وقتي بچه بودم و مادرم موهايم را شانه مي كرد، آرزو داشتم كچل بشوم!
دختر: آخه سوراخهاي سرش خيلي تنگ بود!!!
مرد:جدی می گی؟چطور مگه؟!
زن: واسه اينكه چشمهاتو درميآرم!
رضا: بله آقا! رفتم در خونه ی حیدر، هِی در زدم هِی در زدم، حیدر اومد، حیدر رو هم زدم!!
زنش میگه خوبم ولی تو که همیشه بهم می گفتی غزالِ من این دفعه چطور شد عوضش کردی؟!
حیف نون با خونسردی میگه: عزیزم سخت می گیریا! حیوون حیوونه دیگه چه فرقی میکنه!!!
مادر: چطور مگه؟
بچه: آخه بچش یه 5 ریالی قورت داده، مادر بیچارش هی تو سر و صورت خودش می زنه و گریه می کنه!!!
رضا: دیشب تلویزیون فیلم سینمایی داشت!!
لطیفه جدید و لطیفه باحال فارسی
جوکستان ..!
(1) دختر: مامان من زن این مرد نمی شم!
مادر: چرا دخترم؟ مگه این مرد چه عیبی داره؟
دختر: اون به جهنم اعتقاد نداره مامان!
مادر:تو با اون ازدواج کن، من خودم کاری می کنم که جهنم رو از نزدیک ببینه!!!
=> این اول عید نوروز ی جک و لطیفه هامان ته کشیده با اجازه ی شما...؟!
ارسال جک و لطیفه برای وبلاگ جوکستان
دوستان عزیز و همراهان صمیمی من در وبلاگ ناوزین وغیر پربار جوکستان !! اگر هر کدام از شما علاقه داريد که این وبلاگ جوکستان عنقریب به گل نشسته را کمکی بکنيد با کمال میل پذیرای کمکتان هستیم! اگر جک و لطیفه هاي بامزه ی جدید و غیر جدید ی دارید خواهش می کنم با ما در میان بگذارید تا ان جک و لطیفه هاي خنده دار با اسم خودتان در وبلاگ جوکستان ثبت و ضبط شده و دیگران هم از این جک و لطیفه هاي خنده کُش شما بهره ی کافی و وافی را ببرند! نگویید که " جوکستان ..؟ دیجیتالمان کجاااااا بوده ه ه..؟! نه ببخشید، جوک و لطیفه مان کجااااااا بوده ه ه ه ه...؟!!!" خلاصه اینکه میخواهم اینگونه برایتان روشنش کنم که داریم به گل می نشینیم! وبلاگ جوکستان مطلب کم آورده دوستان! دِ توجه نکردید چه شد! می گویم قايق پاره ي جوکستان دارد در تلاطم دریاهای طوفان زده غرق میشود! خلاصه که بقول فرید خاله خوووب تو گل موندیم!خووووووووووووووووب! جوکستان اگر زنده است برای شما و بخاطر شماست تا از جک و لطیفه هاي بی مزه ی ان استفاده کنید! خلاصه که امیدوارم با جوکستان باشید، از جوکستان لذت ببرید و همراه جوکستان بمانید!
سلام گرمی دیگر بر شما مخاطبان قدیمی
و جدید جوکستان و سلامی هم خدمت جناب کَوکَل!
جک های خنده دار و جوک
لطیفه
سایت جک و لطیفه و
جوک
جك و سرگرمي و جكهاي خنده
دار در جوکستان
(4) حیف نون پوست موزي روي زمين مي بينه میگه: «واي!
بازم بايد بيفتيم!»
جک با حال و داستان
طنز
لطيفه هاي خنده دار و جوك و خنده
جك جك و لطيفه و جك
جوک تازه و جوک خوب جوکستان
جک تازه و جك هاي
توپ
لطیفه های خنده دار و لطيفه جديد و تقویت
مو
لطیفه جک و جک
ها
جك و طنز و لطيفه هاي
جديد
جک و طنز و جوک دست
اول
جك و لطیفه های
جدید
جك جك جك و جك هاي
روز
جوک و خنده و جک[;
جک و سرگرمی و جک و
جك 18 و جك ايراني در جوکستان
www.jokestan و جک
غضنفری در جوکستان
جوک خنده دار و جوك تازه
1.کلمات کلیدی: جک و خنده و جوكستان
يك بابايي رو ميخواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش ميگند: چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! ميزنده زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن:بخند! وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت ميفهمي!!!
2.واژه های کلیدی: لطیفه و جک و جک فارسی
غضنفر داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار ميكرده، يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هوي اصغر!خونتون آتيش گرفته،زن و بچت سوختن،مردن! غضنفر هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره، خودشو ازون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته ميافتاده، يهو به خودش ميگه: اِااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اِاِاه.. منكه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،ميگه: اِاِااه..! منكه اصغر نيستم!
3.کلمات کلیدی: جوك لطيفه و جك و خنده
غضنفر دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!
4.کلمات کلیدی: جك ها و جوك توپ و جک روز در جوکستان
غضنفر داشته ميرفته ماشين بخره، زنش ازش ميپرسه: داري كجا ميري؟ ميگه: دارم ميرم ماشين بخرم. ميگه: ايشاالله بگو. غضنفر ميگه: برو بابا دلت خوشه! ماشين خريدن كه ايشاالله گفتن نداره. از قضا ميره تو راه پولشو ميدزدن. دست از پا دراز تر بر ميگرده خونه، در ميزنه. زنش ميگه: كيه؟ ميگه: ايشالله منم!
5.کلمات کلیدی: جملات خنده دار و [جك و لطيفه و جوك
يه جشنواره شكار بوده تو جنگلهاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون. ميگن: دونشوت ديگه چيه؟ اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي ميگفتند: Don't shoot ! Don't shoot !
منبع جوک های این پست جوکستان :
در پست قبلی جوکستان یادمان رفت نوروزتان مبارک بگوییم! اکنون جوکستان را بار دیگر با یک سری جوک و اس ام اس کمی تا قسمتی جدید آپدیت کردیم تا هم شما با این جک و لطیفه ها اول عیدی کمی بخندید و هم ما تبریکمان را گفته باشیم! پس با جوکستان همراه باشید و تبریکمان را هم پذیرا!
بیست جک و لطیفه ی خنده دار. پیشکش شما مخاطبان جوکستان !
1. کلمات کلیدی : لطیفه و
jokestan
يه هليکوپتر میره روستای حیف نون اینا! مردم می گن سر
و صدا نكنيد تا زنده بگیریمش!
۲. کلمات کلیدی : جوكستان و
لطيفه
اگر دو تا لکه ی قرمز و سبز روی دیوار دیدی، بدون قرمزه یه مورچه
است که ماتیک زده و سبزه گشت ارشاد مورچه هاست که اومده اونو بگیره!
3. کلمات کلیدی : جوك و
جکستان
به حیف نون میگن بن بستو تعریف کن میگه میری.... میری.... دیگه
نمیری!
4. کلمات کلیدی : جک و لطیفه و
جوکستان
حیف نون ميره تعليم رانندگي، ازش مي پرسن چطور بود؟ ميگه خوب
بود، اما مربيم خيلي مذهبي بود. چون هر طرف مي پيچيدم مي گفت يا حسين!
5. کلمات کلیدی : جوک و جك
فارسي
به حیف نون خبر میدن: باباشدی! میگه: پس به زنم نگید، می خوام
سورپرایزش کنم؟!
6. کلمات کلیدی : جك و
لطيفه
حیف نون می ره جبهه، بی سیم می زنه که چند تا اسیر گرفتم، بیاید
کمک کنید ببریم. می پرسن چرا خودت نمیاری؟ می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!؟
7. کلمات کلیدی : جوك و
لطيفه
يه هليکوپتر میره روستای حیف نون اینا! مردم می گن سر و صدا
نكنيد تا زنده بگیریمش!
8. کلمات کلیدی : جک
ولطیفه
حیف نون باباش مي ميره مي خواسته خاکش کنه، جو مي گيردش بار
اندازش مي کنه؟!
9. کلمات کلیدی : جك
ولطيفه
به حیف نون ميگن با هندونه جمله بساز... ميگه هند اونه که بغل
باکستانه!
10. کلمات کلیدی : جوک و لطیفه
اصفهانيه يه موز مي خوره تا يه هفته دستشويي نمي ره!
تا این جا ۱۰ تا جوک جوکستان رو خوندید! ادامه ی جوک های جوکستان :
11. کلمات کلیدی : جك روز و جک
لطیفه
حیف نان راننده اتوبوس بوده بعد يه مدت راننده ميني بوس مي شه...
مي بينند كه هيچي پول در نمياره... پيگير مي شن مي بينن كه پولها رو پاره مي
كنه!!!
12. کلمات کلیدی : جوك
ولطيفه
دانش آموز: «آقا! من هر كاري كردم نتوانستم مطلبي را كه زير
ورقهام نوشته بوديد بخوانم.» معلم: «حواست كجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنويس»!
13. کلمات کلیدی : جک بد و جوک
بد
حیف نان رو برق سه فاز ميگيره پرت ميكنه، بلند مي شه ميگه: اگه
مردين يه فاز يه فاز بياین جلو!
14. کلمات کلیدی : جك جديد و
جك با حال
حیف نان ميره تهران ميبينه همه استين کوتاه پشيدن ميگه پس اينا
چجوری دماغشونو پاک مي کنن؟!!
15. کلمات کلیدی : جوک
ولطیفه
حیف نان و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر می
گیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید! حیف نان میگه: مگه خودت نمی خوای
بیای؟!
16. کلمات کلیدی : جك با حال و
سايت جك
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که
برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره
داد می زنه: خانوم بچه رو آب برد دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!
17. کلمات کلیدی : جوك بد و جك
بد
پليس به حیف نان: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! حیف نان: ولي اينجا تابلو
نزدين! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!
18. کلمات کلیدی : جك هاي خنده
دار و جک خنده دار
مادر: «باز هم كه پاي چشمت كبود شده! مگه نگفته بودم
هر وقت ميخواي دعوا كني، تا بيست بشمار؟» پسر: «چرا، ولي مادر كسي كه با اون دعوام
شد، بهش گفته بود تا ده بشمار!!!»
19. کلمات کلیدی : جك لطيفه و
جك خنده دار
يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه راي ها رو ميشمرن،
ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي ميخوابونه تو گوشش، ميگه:
ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!
20. کلمات کلیدی : [جک و جك
توپ
يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد
اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه
كنند. حیف نان داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم
اون وسط هست. ميره با پا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه خاک بر سرا مورچه هم ترس
داره؟!!
منبع جوک ها:
این پست جوکستان چطور بود؟
