تبليغاتX
جوکستان
شنبه سی و یکم فروردین 1387
اینو میگن صرفه جویی از نوع ..؟!!!
میگن توی شهر خسیس ها(!) کاندیداهای مجلس برای تبلیغات دیگه زیاد ولخرجی نمی کردن که هی پوسترای بزرگ چاپ کنن بزنن به در و دیوار. خود کاندیداها هر روز از یه درخت آویزون می شدن؟!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط amir در 13:8 | | Link
جمعه شانزدهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 16 - شمشیر؟!
به یکی گفتن با شمشیر جمله بساز.
گفت:
فدات شم شیر می خوری؟!!
(می دونم خیلییییییییییی خنک بود!!)
نوشته شده توسط amir در 22:33 | | Link
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 8 - شاگرد زبل!
روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس 10 بار بنویس!
روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟!
شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
نوشته شده توسط amir در 19:29 | | Link
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
جوک و لطیفه پزشکی 3 - دکتر و سیاه سرفه!
بیمار:آقای دکتر فکر می کنم سیاه سرفه گرفته باشم.
دکتر:پس لطفا اینجا سرفه نکنید. چون تازه دیوارها را رنگ کرده ایم!
نوشته شده توسط amir در 12:32 | | Link
یکشنبه یازدهم فروردین 1387
جوک و لطیفه پزشکی 2 - دکتر عینک می خوام!
اولي: آقاي دكتر، من فكر مي كنم عينك لازم دارم.
دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است..!
نوشته شده توسط amir در 19:58 | | Link
یکشنبه یازدهم فروردین 1387
جوک و لطیفه پزشکی 1 - اینم یه جور نسخه پیچیه دیگه!
بيمار: آقاي دكتر! هنوز انگشتم درد مي كند.
دكتر: ببينم، مگر نسخه اي را كه هفته قبل بهت داده بودم، نپيچيدي؟
بيمار: چرا! پيچيدم دور انگشتم، ولي خوب نشد كه نشد!
نوشته شده توسط amir در 16:44 | | Link
شنبه دهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 15 - یه علی دیگه؟!
پدر: احمد چرا با علی دعوا کردی؟ببین لباسات همه پاره پاره شده باید یه لباس دیگه برات بخرم.
احمد: ولی باباجون، پدر علی باید یه علی دیگه بخره!!!
نوشته شده توسط amir در 19:29 | | Link
شنبه دهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 14 - میخ و دیوار!
اولی: چرا این قدر میخ به دیوار کوبیدی؟
دومی: خب معلومه! برای اینکه محکم بشه!؟؟
نوشته شده توسط amir در 15:36 | | Link
شنبه دهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 7 - کلاس انشا!

معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!
رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم!!
نوشته شده توسط amir در 11:39 | | Link
شنبه دهم فروردین 1387
جوک و لطیفه زن و شوهری 4 - بیچاره شوهر خوش خیال!
شوهر: عزیزم همیشه صحبت کردن با تلفنت چند ساعت طول می کشید اما این بار فقط یه ساعت صحبت کردی. معلومه که هوای جیب شوهرتو داری!
زن: نه بابا مزخرف نگو، شماره رو اشتباهی گرفته بودم!!!
نوشته شده توسط amir در 10:54 | | Link
شنبه دهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 13 - رییس تیمارستان!

در تيمارستان
رئيس تيمارستان به يكي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه اي هست كه اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.»
مراقب مي گويد: «خب، چرا نمي خريد؟»
رئيس تيمارستان مي گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي خريدم.»
نوشته شده توسط amir در 10:1 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 8 - افطار حیف نون!
حیف نون ماه رمضون زولبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا حَسَنه ... کسي به زولبيا دست نَزَنه!!
نوشته شده توسط amir در 21:31 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 7 - دیوار تموم شد؟!!
اولي: حیف نون چرا دستت شكسته ؟!
حیف نون: ديروز روي یه ديوار بلند راه مي رفتم كه يه دفعه ديوار تموم شد!!
نوشته شده توسط amir در 21:30 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 6 - دستور زبان!
سر درس دستور زبان معلم از شاگردش می پرسه: اگر تو الان بگی "از مدرسه خوشم مي‏آيد" این جمله دارای چه حالتیه؟
شاگرد میگه: حالت استثنايي!
نوشته شده توسط amir در 21:2 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 5 - امتحان ریاضی!
پدر از پسرش پرسيد: امتحان رياضي امروزت چطور بود؟
پسر: يكي از جوابهام غلط بود.
پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
پسر:پنج تا.
پدر: اين خيلي عاليه، پس بقيه سؤال ها رو درست حل كردي؟
پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به بقيه نگاه كنم..!!
نوشته شده توسط amir در 21:1 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 4 - ریاضی و عواقبش!
معلم: «سعيد، توجه كن! پنجاه تومان نخود، سي تومان لوبيا و چهل تومان گوشت خريديم. جمعشان چقدر مي شود؟»
سعيد پس از كمي فكر: «يك كاسه آب گوشت حسابي!»
نوشته شده توسط amir در 21:0 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 3 - انشای پدر!
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت كمك نمي گيري؟
دانش آموز: آخ اون از دست شما دلخوره!
معلم: از دست من، چرا؟
دانش آموز: چون شما هفته ی قبل به انشاي اون نمره بدي داديد!
نوشته شده توسط amir در 20:58 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 11 - خدمت سربازی!
پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : "من تراب وضع خراب !"
نوشته شده توسط amir در 20:56 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 10 - راننده ی نمونه!
روزي افسر پليس راهنمايي، ديد كه يك خودرو چراغ قرمزها رو رد مي كنه و اصلاً عين خيالش هم نيست كه خلاف مي كنه. خودرو رو متوقف كرد و از راننده پرسيد: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمي كني؟» راننده در حالي كه كاغذي رو كه در دست داشت نشون مي داد گفت: «جناب سروان تقصير من نيست. روي اين آدرس نوشته شده : چراغ اول را رد مي كني، چراغ دوم را هم رد مي كني و بعداز چراغ سوم مي پيچي دست راست ....!»
نوشته شده توسط amir در 20:56 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 9 - سر و قفس!
اولي: چرا سرتو تو قفس كردي؟
دومی: مي‏خوام خواب از سرم نپره؟!
نوشته شده توسط amir در 20:55 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 8 - شکار!
شكارچي اول: خوب، هندوستان كه بودي شكار ببر هم رفتي؟
شكارچي دوم: البته، روزي براي شكار ببر به جنگل رفتم.
شكارچي اول: شانس هم آوردي؟
شكارچي دوم: بله، با ببري روبرو نشدم!
نوشته شده توسط amir در 20:54 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 7 - حواس پرت!
اولي: ببخشيد با حرف هايم سرشما را درد آوردم.
دومي: نه اختيار داريد. من حواسم از همان اول جاي ديگر بود!!!
نوشته شده توسط amir در 20:53 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 6 - آرزوهای کودکی!
اولي: تا به حال به هيچ كدام از آرزوهاي دوران كودكي ات رسيده اي؟
دومي: بله، وقتي بچه بودم و مادرم موهايم را شانه مي كرد، آرزو داشتم كچل بشوم!

نوشته شده توسط amir در 20:52 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 5 - پر کردن نمکدان ها!
مادر از دخترش پرسيد: دخترم، چرا پر كردن نمكدونها اين قدر طول كشيد؟!
دختر: آخه سوراخهاي سرش خيلي تنگ بود!!!
نوشته شده توسط amir در 20:52 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 6 - توپ فوتبال!
به حیف نون ميگن نظرت در باره ي توپ فوتبال چيه؟ يه كم فكر مي كنه ميگه:شطرنج گردالي..؟!
نوشته شده توسط amir در 20:13 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 5 - جورابای حیف نون!
به حیف نون ميگن جورابات چرا يكيش قرمزه يكيش آبي؟ ميگه نمي دونم، يه جفت ديگه هم توخونه دارم، همين جوريه!
نوشته شده توسط amir در 20:11 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه اصفهانی ها 2 - آتش نشانی!!
اصفهانیه خونش آتش ميگيره اس ام اس ميزنه به آتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم!!
نوشته شده توسط amir در 20:9 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه زن و شوهری 3 - عشق آدم و حوا!
می دونید اولین بار که آدم حوا رو دید بهش چی گفت؟ گفت ایوووووووووو چه خانم با شخصیتی! با من ازدواج می کندنده؟
نوشته شده توسط amir در 20:8 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 4 - دنیای سوسک ها!
يک روز يه سوسک از سوراخ دستشويي مياد بيرون. از اون ميپرسند: چرا اومدي بيرون؟ ميگه: به اميد يه هواي تازه تر... گفتيم از رفتن و خونديم از سفر...!
نوشته شده توسط amir در 20:7 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه زن و شوهری 2 - دیگه منو نمی بینی!
زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني!
مرد:جدی می گی؟چطور مگه؟!
زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آرم!
نوشته شده توسط amir در 20:6 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 3 - دنیای دیوانه ها!
دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردن. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!
نوشته شده توسط amir در 20:5 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 4 - برج ایفل!
حیف نون ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، حیف نون ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. حیف نون ميگه:...هاااااااا! پس حتماٌ برج ايفله!
نوشته شده توسط amir در 20:5 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 3 - سند ؟!
حیف نون ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!
نوشته شده توسط amir در 20:4 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 2 - جمله سازی با حیدر!
معلم: رضاجان می تونی با حیدر یه جمله بسازی؟
رضا: بله آقا! رفتم در خونه ی حیدر، هِی در زدم هِی در زدم، حیدر اومد، حیدر رو هم زدم!!
نوشته شده توسط amir در 20:3 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 2 - کلیدساز واسه چی؟!
حیف نون كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!
نوشته شده توسط amir در 20:2 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه حیف نون 1 - حیف نون و زنش!
یه روز حیف نون به زنش میگه: آهوی من! حالت چطوره؟!
زنش میگه خوبم ولی تو که همیشه بهم می گفتی غزالِ من این دفعه چطور شد عوضش کردی؟!
حیف نون با خونسردی میگه: عزیزم سخت می گیریا! حیوون حیوونه دیگه چه فرقی میکنه!!!
نوشته شده توسط amir در 20:0 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه اصفهانی ها 1 - شناتو بکن بچه!!
بچه ي اصفهانیه از باباش سوال مي كنه بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي سفر نمي كنيم؟ باباش ميگه خفه شو شناتو بكن؟!
نوشته شده توسط amir در 19:59 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه زن و شوهری 1 - بازی با احساسات!
دختره با احساسات نامزدش بازي مي كنه، سه - صفر برنده ميشه!
نوشته شده توسط amir در 19:58 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 2 - بچه ی نفهم!
بچه: مامان، مامان این همسایه ی بغلی خیلی فقیره.
مادر: چطور مگه؟
بچه: آخه بچش یه 5 ریالی قورت داده، مادر بیچارش هی تو سر و صورت خودش می زنه و گریه می کنه!!!
نوشته شده توسط amir در 19:57 | | Link
جمعه نهم فروردین 1387
جوک و لطیفه معلم و درسی 1 - تکراری!
معلم: رضاجان با "تکراری" یه جمله بساز.
رضا: دیشب تلویزیون فیلم سینمایی داشت!!
نوشته شده توسط amir در 19:56 | | Link
پنجشنبه هشتم فروردین 1387
جوک و لطیفه عمومی 1 - جهنم و مادرزن!

لطیفه جدید و لطیفه باحال فارسی

جوکستان ..!

(1) دختر: مامان من زن این مرد نمی شم!
مادر: چرا دخترم؟ مگه این مرد چه عیبی داره؟
دختر: اون به جهنم اعتقاد نداره مامان!
مادر:تو با اون ازدواج کن، من خودم کاری می کنم که جهنم رو از نزدیک ببینه!!!

نوشته شده توسط amir در 19:9 | | Link
پنجشنبه هشتم فروردین 1387
جک و لطیفه های جدید و غیر جدید جوکستان ته کشیده!
=> جوکستان مان كجا بوده...؟!

=> این اول عید نوروز ی جک و لطیفه هامان ته کشیده با اجازه ی شما...؟!

ارسال جک و لطیفه برای وبلاگ جوکستان
دوستان عزیز و همراهان صمیمی من در وبلاگ ناوزین وغیر پربار جوکستان !! اگر هر کدام از شما علاقه داريد که این وبلاگ جوکستان عنقریب به گل نشسته را کمکی بکنيد با کمال میل پذیرای کمکتان هستیم! اگر جک و لطیفه هاي بامزه ی جدید و غیر جدید ی دارید خواهش می کنم با ما در میان بگذارید تا ان جک و لطیفه هاي خنده دار با اسم خودتان در وبلاگ جوکستان ثبت و ضبط شده و دیگران هم از این جک و لطیفه هاي خنده کُش شما بهره ی کافی و وافی را ببرند! نگویید که " جوکستان ..؟ دیجیتالمان کجاااااا بوده ه ه..؟! نه ببخشید، جوک و لطیفه مان کجااااااا بوده ه ه ه ه...؟!!!" خلاصه اینکه میخواهم اینگونه برایتان روشنش کنم که داریم به گل می نشینیم! وبلاگ جوکستان مطلب کم آورده دوستان! دِ توجه نکردید چه شد! می گویم قايق پاره ي جوکستان دارد در تلاطم دریاهای طوفان زده غرق میشود! خلاصه که بقول فرید خاله خوووب تو گل موندیم!خووووووووووووووووب! جوکستان اگر زنده است برای شما و بخاطر شماست تا از جک و لطیفه هاي بی مزه ی ان استفاده کنید! خلاصه که امیدوارم با جوکستان باشید، از جوکستان لذت ببرید و همراه جوکستان بمانید!

نوشته شده توسط amir در 13:51 | | Link
سه شنبه ششم فروردین 1387
هدیه ی جوکستان تقدیم به موتورهای جستجوی عزیز!

سلام گرمی دیگر بر شما مخاطبان قدیمی و جدید جوکستان و سلامی هم خدمت جناب کَوکَل!

دنياي جك و جك هاي فارسي

جک های خنده دار و جوک لطیفه

سایت جک و لطیفه و جوک

جك و سرگرمي و جكهاي خنده دار در جوکستان
(4) حیف نون پوست موزي روي زمين مي بينه میگه: «واي! بازم بايد بيفتيم!»

جک با حال و داستان طنز
لطيفه هاي خنده دار و جوك و خنده

جك جك و لطيفه و جك

جوک تازه و جوک خوب جوکستان

جک تازه و جك هاي توپ

لطیفه های خنده دار و لطيفه جديد و تقویت مو

 جوکستان

لطیفه جک و جک ها

جك و طنز و لطيفه هاي جديد

جک و طنز و جوک دست اول

جك و لطیفه های جدید

جك جك جك و جك هاي روز

جوک و خنده و جک[;

جک و سرگرمی و جک و

جك 18 و جك ايراني در جوکستان

www.jokestan و جک غضنفری در جوکستان

جوک خنده دار و جوك تازه


jokestan.parsiblog.com

نوشته شده توسط amir در 15:44 | | Link
جمعه دوم فروردین 1387
آپدیت جدید جوکستان با 5 جک و لطیفه!
جوکستان بروز شد! این بار با 5 جوک و لطیفه! همراهیتان با چوکستان افتخار ماست.

لطیفه های امروز جوکستان:

1.کلمات کلیدی: جک و خنده و جوكستان
يك بابايي رو ميخواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش ميگند: چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! ميزنده زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن:بخند! وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت ميفهمي!!!

2.واژه های کلیدی: لطیفه و جک و جک فارسی
غضنفر داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار ميكرده، يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هوي اصغر!خونتون آتيش گرفته،زن و بچت سوختن،مردن! غضنفر هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره، خودشو ازون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته ميافتاده، يهو به خودش ميگه: اِااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اِاِاه.. منكه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،ميگه: اِاِااه..! منكه اصغر نيستم!

3.کلمات کلیدی: جوك لطيفه و جك و خنده
غضنفر دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!

4.کلمات کلیدی: جك ها و جوك توپ و جک روز در جوکستان
غضنفر داشته ميرفته ماشين بخره، زنش ازش ميپرسه: داري كجا ميري؟ ميگه: دارم ميرم ماشين بخرم. ميگه: ايشاالله بگو. غضنفر ميگه: برو بابا دلت خوشه! ماشين خريدن كه ايشاالله گفتن نداره. از قضا ميره تو راه پولشو ميدزدن. دست از پا دراز تر بر ميگرده خونه، در ميزنه. زنش ميگه: كيه؟ ميگه: ايشالله منم!

5.کلمات کلیدی: جملات خنده دار و [جك و لطيفه و جوك
يه جشنواره شكار بوده تو جنگلهاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون. ميگن: دونشوت ديگه چيه؟ اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي ميگفتند: Don't shoot ! Don't shoot !

منبع جوک های این پست جوکستان :

persian.3jokes.com
نوشته شده توسط amir در 9:6 | | Link
پنجشنبه یکم فروردین 1387
بیست جک و لطیفه ی تقریبا خنده دار! هدیه ی امروز جوکستان!

در پست قبلی جوکستان یادمان رفت نوروزتان مبارک بگوییم! اکنون جوکستان  را بار دیگر با یک سری جوک و اس ام اس کمی تا قسمتی جدید آپدیت کردیم تا هم شما با این جک و لطیفه ها اول عیدی کمی بخندید و هم ما تبریکمان را گفته باشیم! پس با جوکستان همراه باشید و تبریکمان را هم پذیرا!

بیست جک و لطیفه ی خنده دار. پیشکش شما مخاطبان جوکستان !

1. کلمات کلیدی : لطیفه و jokestan
يه هليکوپتر میره روستای حیف نون اینا! مردم می گن سر و صدا نكنيد تا زنده بگیریمش!

۲. کلمات کلیدی : جوكستان و لطيفه
اگر دو تا لکه ی قرمز و سبز روی دیوار دیدی، بدون قرمزه یه مورچه است که ماتیک زده و سبزه گشت ارشاد مورچه هاست که اومده اونو بگیره!

3. کلمات کلیدی : جوك و جکستان
به حیف نون میگن بن بستو تعریف کن میگه میری.... میری.... دیگه نمیری!

4. کلمات کلیدی : جک و لطیفه و جوکستان
حیف نون ميره تعليم رانندگي، ازش مي پرسن چطور بود؟ ميگه خوب بود، اما مربيم خيلي مذهبي بود. چون هر طرف مي پيچيدم مي گفت يا حسين!

5. کلمات کلیدی : جوک و جك فارسي
به حیف نون خبر میدن: باباشدی! میگه: پس به زنم نگید، می خوام سورپرایزش کنم؟!

6. کلمات کلیدی : جك و لطيفه
حیف نون می ره جبهه، بی سیم می زنه که چند تا اسیر گرفتم، بیاید کمک کنید ببریم. می پرسن چرا خودت نمیاری؟ می گه: آخه اینا نمی ذارن من بیام!؟

7. کلمات کلیدی : جوك و لطيفه
يه هليکوپتر میره روستای حیف نون اینا! مردم می گن سر و صدا نكنيد تا زنده بگیریمش!

8. کلمات کلیدی : جک ولطیفه
حیف نون باباش مي ميره مي خواسته خاکش کنه، جو مي گيردش بار اندازش مي کنه؟!

9. کلمات کلیدی : جك ولطيفه
به حیف نون ميگن با هندونه جمله بساز... ميگه هند اونه که بغل باکستانه!

10. کلمات کلیدی : جوک و لطیفه
اصفهانيه يه موز مي خوره تا يه هفته دستشويي نمي ره!

تا این جا ۱۰ تا جوک جوکستان رو خوندید! ادامه ی جوک های جوکستان :

11. کلمات کلیدی : جك روز و جک لطیفه
حیف نان راننده اتوبوس بوده بعد يه مدت راننده ميني بوس مي شه... مي بينند كه هيچي پول در نمياره... پيگير مي شن مي بينن كه پولها رو پاره مي كنه!!!

12. کلمات کلیدی : جوك ولطيفه
دانش آموز: «آقا! من هر كاري كردم نتوانستم مطلبي را كه زير ورقه‌ام نوشته بوديد بخوانم.» معلم: «حواست كجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنويس»!

13. کلمات کلیدی : جک بد و جوک بد
حیف نان رو برق سه ‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند مي شه ميگه: اگه مردين يه فاز يه فاز بياین جلو!

14. کلمات کلیدی : جك جديد و جك با حال
حیف نان ميره تهران ميبينه همه استين کوتاه پشيدن ميگه پس اينا چجوری دماغشونو پاک مي کنن؟!!

15. کلمات کلیدی : جوک ولطیفه
حیف نان و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر می گیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید! حیف نان میگه: مگه خودت نمی خوای بیای؟!

16. کلمات کلیدی : جك با حال و سايت جك
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب ‏می بره که پدره داد می زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!

17. کلمات کلیدی : جوك بد و جك بد
پليس به حیف نان: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! حیف نان: ولي اينجا تابلو نزدين! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!

18. کلمات کلیدی : جك هاي خنده دار و جک خنده دار
مادر: «باز هم كه پاي چشمت كبود شده! مگه نگفته بودم هر وقت مي‌خواي دعوا كني، تا بيست بشمار؟» پسر: «چرا، ولي مادر كسي كه با اون دعوام شد، بهش گفته بود تا ده بشمار!!!»

19. کلمات کلیدی : جك لطيفه و جك خنده دار
يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه راي ها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي مي‌خوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!

20. کلمات کلیدی : [جک و جك توپ
يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند. حیف نان داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست. ميره با پا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه خاک بر سرا مورچه هم ترس داره؟!!

منبع جوک ها:

persian.3jokes.com

این پست جوکستان چطور بود؟

نوشته شده توسط amir در 19:32 | | Link